شنیدم از نیک مردی فقیر.............که موشی پرید توی ظرف پنیر
اگر داری تو عقل و دانش و هوش...........برو دیپلم بگیر فالوده بفروش
تو نیکی می کن و در دجله انداز................خودم شیرجه میزنم درش میارم
هرچه از دوست میرسد نیکوست....................آب شلغم بهتر از آب کدوست
ای کاروان آهسته ران کارام جانم می رود..........آهسته در جیب بابام دست مامانم میرود
ما بدین ره نه پی حشمت جاه آمدیم.................آسبمان یونجه نداشت از پی کاه آمده ایم
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز....................مرده آنست که مشتش بزنی جم نخورد
میازار موری که دانه کش است..............که شلوار زیرش بدون کش است
یکی از بزرگان اهل تمیز.....................از ترس زنش رفت زیر میز
بنی آدم اعضای یک دیگرند...............سر یک قران پول به هم می پرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار.................جهنم به اعضای دیگر چه کار
میازار موری را که دانه کش است ...............که جدش در آمریکا هفت تیر کش است
توکز محنت دیگران بی غمی.......................بخور جای من جان من شلغمی
در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ی.........سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای؟
کبوتر بدون بال باز هم کبوتر است.................... گل هم بدون برگ خوشبوتر است![]()
کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا برای قلب من
زندگی اینگونه بی معنا نبود
کاش بودی تا لبان سرد من
قصه گوی غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا نگاه خسته ام
بی خبر از موج و از دریا نبود
کاش بودی تا دو دست عاشقم
غافل از لمس گل مینا نبود
کاش بودی تا زمستان دلم
این چنین پرسوز و پرمعنا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی
بعد تو این زندگی زیبا نبود
*************************************************
![]()
روزگاریست در این کوچه گرفتار توام![]()
باخبر باش که در حسرت دیدار توام
![]()
گفته بودی که طبیب دل هر بیماری ![]()
![]()
پس طبیب دل من باش که بیمار توام![]()
![]()
در ادامه ی مطلب کلیک کنید چون یه شعر طنز با حال دارم براتون
ادامه مطلب
رفتي اما بي وفا يادت بخير
بي وفا رفتي کجا يادت بخير
رفتي اما بعد عمري همدلي
بي خداحافظ چرا يادت بخير
اي که رفتي و مرا در غربتي
تلخ کردي مبتلا يادت بخير
گر چه رفتي و نکردي تا به حال
يادي از احوال ما يادت بخير
دهر دمش لبريز و صدها خاطرست
روزگار ما با شما يادت بخير
وقت رفتن قلب گيتي شکست
اشک هاي ما دو تا يادت بخير
وقت رفتن با تو من سر دادام
گريه هاي بي صدا يادت بخيیر
وقت رفتن قلب گيتي شکست
اشک هاي ما دوتا يادت بخير
بعد تو تنها کلامم اين شده
رفتي اما بي وفا يادت بخير

يک عشق ابي در دلت بي داد مي کرد
روزي که چشمانت مرا فرياد مي کرد
اي ياد ايامي که سبک شعر هايت
در مکتب عشقت مرا استاد مي کرد
ديروز دل در باغ سبز خاطراتش
مي گشت و پيوسته شما را ياد مي کرد
رفتي ولي اي کاش هر صيد رهيده
يکبار هم دلجويي از صياد مي کرد
چشم انتظارم تا که شايد باز گردد
روزي که چشمانت مرا فرياد مي کرد
*********************************************************************
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغی زه شعله ی آتش زه من مگیر![]()
می خواستم شعله شوم سرکشی کنم![]()
مرغی شدم به کنج قفس خسته و اسیر![]()
**********************************************************************
گفتم خموش و همچون نسیم صبح
لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم
در سینه هیچ نیست جز ارزوی تو
شعری در جواب خانه ی دوست کجاست (در ادامه مطلب)
ادامه مطلب
**********************************************************************
خانه ي دوست کجاست؟در فلق بود که پرسيد سوار.
اسمان مکثي کرد
رهگذر شاخه ي نوري که بر لب داشت به تاريکي شن ها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداري را :
نرسيده به درختي کوچه باغي است که از خواب خدا سبزتر است
و در ان عشق به اندازه ي پرهاي صداقت آبي است
مي رود تا ته ان کوچه که در ان نزدیکیست
پس، به سمت گل تنهايي رفت
دو قدم مانده به گل
پاي فواره جاويد اساطير زمين 
و تو را ترسي شفاف فرا مي گيرد
در صميميت سيال فضا خش خشي می اید
کودکي مي بيني
رفته از کاج بلند، جوجه بر می دارد از لانه ي نور
و از او مي پرسي
خانه ي دوست کجاست؟
**********************************************************************
مثل باد سرد پاییز غم تنهایی به من زد
حتی باغبون نفهمید که چه افتی به من زد
رگ و ریشه هام سیاه شد
تو تنم جونه خوشکید
اما این دل صبورم به غم زمونه خندید
اگه زندگی عذابه یه حباب روی ابه
من به گریه هام میخندم .میگم این همش یه خوابه
**********************************************************************
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد![]()

**********************************************************************
![]()
هرگاه احساس کردي که گناه کسي آنقدر بزرگ است که نميتواني او را ببخشي بدان که اشکال از کوچکي روح توست، نه از بزرگي گناه او

**********************************************************************
![]()
مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه![]()

**********************************************************************
معلم پرسيد عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم :يک بخش اما ازوقتي تورا شناختم فهميدم عشق 3 بخشه :1 عطش ديدن تو:2 شوق با توبودن :3 واندوه بي تو بود![]()

*********************************************************************


















پروانه ی زیبا... روئیایی.... قلب سه بعدی....... گل رز بنفش.....
دسته ی گل........ رز قرمز......... رز سفید.........
وبلاگ دوستم
چه مي شد عاشقي آزاد مي شد
صدا در سينه ام فرياد مي شد![]()
چه مي شد روز هاي خوش به تكرار![]()
مي آمد ، تا كه دلها شاد مي شد![]()
سكوت شب چه شيرين است اي دل![]()
چه مي شد ماه من « فرهاد » مي شد![]()
چه مي شد گر كه ماهي هم به صحرا![]()
مي آمد تا زغم آزاد مي شد![]()
نمي دانم چه مي شد گر نبودي
يقين آرامشم بر باد مي شد
به ستـــــــاره ها نگــــاه كن
كـــــه شب را شكسته انـــد
بـــــي تـــــــــوشب من
شبي بي ستـــــــاره است
آفتـــــــاب را ببين
كه غول تاريكـــــي از مقا بلش مــــي گريزد
بـــــي تـــــــــو روزمن
آفتـــــــاب نـــــــدارد
چمن زارهـــــا در بنــــگر
با لا لـــه هــــــا
و بـــــا جويبارهاي كــــوچكي كه
زمــــزمه كنـــــان روان است
بي تـــــــو دنيـــاي من
از چمن و لا له و زمـــزمه خــاليست
بي تومن هيچـــم ... نيستم
اگر مـــــي خواهي من بمانم
اگر مـــي خواهي من نميرم
هـــــر گـــز نمير مــادر
ويرانه ي من را کسي آباد نکرد هر کس که به من قول وفا داد نکرد
در پهنه ي دشت تک درختي بودم
جز صائقه هيچکس مرا ياد نکرد
در پهنه ی دشت رهنوردی پیداست
و اندر پی ان غافله گردی پیداست
فریاد زدم دوباره دیداری هست؟
در چشم ستاره اشک سردی پیداست
توکیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم
تو چیستی که من از هر موج تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابم
اگر ماه بودم به هر جا که بودم
سراغ تو را از خدا می گرفتم ،
وگر سنگ بودم به هر جا که بودی،
سر رهگذار تو جا می گرفتم.
وگر ماه ماه بودی ـ به صد ناز ـ شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
وگر سنگ بودی، به هر جا که بودم،
مرا می شکستی، مرا می شکستی
بگذاريد مرا بي کس و تنها باشم
بگذاريد به گمنامي غم ها باشم
کس بجز شعر در اين شهر مرا ياد نکرد
قسمت اين است که مانند معما باشم
مادرم گفت که مولد شب نوروزي
حسدم اين است که من زاده يلدا باشم
مملو از غربت پاييزي ام اي روح بهار
به چه اميد بر اين درد شکيبا باشم
مي روم دورترين نقطه بگيرم کنجي
تا به دور از همه،در خلوت و روئا باشم
بعد من دفتر شعر مرا خاک کنيد
تا گه گمنامترين شاعر دنيا باشم

ادامه مطلب
زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم
نو بگوییم و نو بیندیشیم 
عادت کهنه را به هم بزنیم 
و ز باران کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم
کم بباریم اگر ، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم
چتر را تا کنیم و خیس شویم
لحظه ای پشت پا به غم بزنیم
سخن از عشق خود به خود زیباست
سخن عاشقانه ای به هم بزنیم
قلم زندگی به دست دل است
زندگی را بیا رقم بزنیم![]()

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنيد![]()

مگر مساحت رنج مرا حساب کنيد
محيط تنگ دلم را شکسته رسم کنيد![]()
خطوط منحني خنده راخراب کنيد
طنين نام مرا موريانه خواهد خورد![]()
مرا به نام دگر غير از اين خطاب کنيد
دگر به منطق منسوخ مرگ مي خندم ![]()
مگر به شيوه ي ديگر مرا مجاب کنيد
درانجماد سکون پيش از آنکه سنگ شوم![]()

مرا به نفسهاي عشق آب کنيد
مگر سماجت پولادي سکوت مرا![]()
درون کوره ي فرياد خود مذاب کنيد
بلاغت غم من انتشار خواهد يافت![]()
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنيد

ستاره قشگ من تو آسمون ساخته برام يه منظره ![]()

ولي من نمي تونم ببينمش اونو از تو قاب پنجره![]()

پنجره لج کرده و باز نميشه ![]()

چشمام خسته است و بيدار نميشه

صدا مي کنم ستاره رو با دلشکسته ![]()

که ستاره قشنگ من ميبينمت حتي با چشماي بسته ![]()


ستاره اي در دست هايت گذاشتم و گفتم
يادم ترا براي هميشه فراموش
به خود که آمدم ديدم
هم تو رفته اي و هم آن ستاره را از دست داده ام
حالا هر چه بيشتر به دنبال آن ستاره ي بي آسمان ميروم
کمتر به دستهاي تو ميرسم
اما ديروز به خانه که ميرفتم
پشت شيشه ي مغازه اي در دو نبش بعد از ظهر و غروب
تکه کاغذي چسبيده بود:يک عدد ستاره پيدا شده
صاحبش تنها با دادن تنها يک نشاني بيايد و آنرا ببرد
ديگر چه فايده
حالا که دست هاي تو را از دست داده ام
ديگر چه فرقي ميکند
که يک ستاره هم بي آسمان باشد ... به ياد تک تک خاطرات قلب هامان.
از فکر اينکه قد نکشيدم دلم گرفت![]()

از اينکه بال و پري داشتم ولي![]()

بالاتر از خودم نپريدم دلم گرفت![]()

از اينکه با تمام پس انداز عمر خود![]()

حتي ستاره اي نخريدم دلم گرفت![]()

کم کم به سطح آينه ام برف مي نشست![]()

دستي بر آن سپيد کشيدم دلم گرفت![]()

دنبال کودکي که در آن سوي برف بود![]()

رفتم ولي به او نرسيدم دلم گرفت![]()
![]()

نقاشي ام تمام شد وزنگ خانه خورد![]()

من هيچ خانه اي نکشيدم دلم گرفت![]()

يکي بود يکي نبود... اوني که بود تو بودي . اوني که نبود من بودم.
يکي داشت يکي نداشت... اوني داشت تو بودي. ![]()

اوني که کسي به جز تو نداشت من بودم. ![]()

يکي خواست . يکي نخواست... اوني که خواست تو بودي .![]()

اوني که بي تو بودن را نخواست من بودم.![]()

يکي بُرد. يکي باخت... اوني که بُرد تو بودي. ![]()

اوني که دل به تو باخت من بودم. ![]()

يکي گفت. يکي نگفت... اوني که گفت تو بودي.![]()

اوني که دوستت دارم را به هيچ کس به جز تو نگفت من بودم![]()

وشاید چیزی جز محبت پایدار نمونه پس قلبتو مملو از محبت کن.
















باید از بدی کردن بیشتر از بدی دیدن بترسی
خدا به ما دست میده ولی برای ما پل نمی سازد
کاش اگر کمي لطف به هم مي کرديم * مختصر ولي پنهاني بود![]()
هرگز نمي گيرد کسي در قلب من جاي تو را![]()
من شب را دوست دارم در سکوت *
و سکوت را در تنهايي![]()
و تنهايي را براي انديشيدن *
و انديشيدن را براي تو![]()
و تو را براي محبت هايت![]()
![]()



